دوشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۹۱

شور نوا

زندگی اچمی همیشه با شور سوز و شیدایی شروه و ترانه هایش همراه بوده ..چه بر بلندای نخل و چه در فصل برداشت از گندمزار ..و چه در شیدایی عرفانی مولود خوانی وقتی دست در کمر هم یا هو و یا حق گویان میلاد نبی اکرم را گرامی می دارند..سینی های شیر داغ آنگاه که زمستان سرد با شادی مولود گرما می گیرد و شربت های خنک در تابستانهای داغ مولودی..شروع ماه مولود ..شروع شادی ها و سر آغاز ساز و تنبک ها و دستمال در هوا رقصاندن ها یی است که لبخند زندگی را برا لب می آورد و شکوه روزگاران را می ستاید...
مولود خواني به مناسبت ولادت نبي اكرم
روستاي كنچي هرمزگان/ شب دوازدهم ربيع الاول 1434
عکس از رامی رفیعی
بَر ِنـَه -خنج
عکس از دکتر خنجی

پنجشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۱

گلستان بهار

امروز وقتی خبر قطعی کنسرت گلستان را شنیدم خیلی خوشحال شدم.از این که دوباره بسیاری از اچمی های زنده دل می توانند این اتفاق بزرگ را از نزدیک ببینند و به قول دکتر خنجی در این شور همدلی همراه باشند.گلستان چیزی فراتر از یک گروه است.چرا که دو ملت و دو فرهنگ را در یکی کردن جهانی که ما در دهکده ی کوچکش هستیم همراه می کند.موسیقی زبان مشترک تمام ملت هاست.آن حس درونی ای که بودنمان را به یکدیگر پیوند می دهد و چه دلنشین تر از این که این موسیقی با زبان اچمی که زبان دلدادگی هاست همراه باشد.
می دانم که همه ی دوستداران گلستان که خبر برگزاری کنسرت را شنیده اند چه در ایران و چه در امارات و هر جای دیگر که توان آمدن داشته باشند بی صبرانه منتظرند...چنان که من بی صبرانه منتظرم...

دوشنبه، دی ۲۵، ۱۳۹۱

وگـَه وَ خشی

در گذشته ای نه چندان دور به هر کجای سرزمین اچمستان که می‌رسیدی آفتاب نزده از حیاط خانه هایش دود زندگی را می دیدی، مادری که بـِرِزو یا چاله اش را گرم کرده تا صبحانه و نان روزانه سرایش را تهیه کند...منتظر بود تا مرد خانه و فرزندانش از خواب برخیزند و صبحانه شان را گرماگرم بخورند... نانی که حاصل زحمات خانواده و روزی و برکت سفره شان است.
تـَوَر ِز یا بالـَتـَوَ نوعی از انواع نانهای اچمی‌ست که زینت بخش سفره هر اچمی‌ست،صبحانه و شامی مفصل و زینت بخش سفره عید و مهمانی عزیز...
البته امروزه نیز این نانها پخت می‌شود ولی متاسفانه با ماشینی شدن زندگی، نانهایمان نیز ماشینی شده است.
حال بپردازیم به نحوه پخت آن...

مواد مورد نیاز:
-آرد
-خمیر مایه(خمیره)
-تخم مرغ
-گل هِسک
-مهیاوه
-کنجد
-روغن
ابتدا  خمیر را آماده با آب ولرم ،نمک و خمیره به آن اضاف کرده حسابی ورز داده و در جای گرم نگهداری می کنند و می‌گذاریم تا بالا بیاید ، خمیر تورز باید رقیق باشد تا به راحتی روی تابه پهن شود.
ابتدا تابه را روی اجاق یا چاله زغالی قرار می دهند حسابی که داغ شد خمیر را روی تابه ریخته پهن می کنیم البته باید دست خیس باشد تا به دست نچسبد،سپس ابتدا مخلوط تخم مرغ و گل هِسک(گل هسک برای رنگ و طعم بهتر) سپس کنجد و آخر مهیاوه  را روی خمیر می ریزیم صبر می کنیم  تا خودش را بگیرد ، سپس تاوه را بر می‌گردانیم و می‌گذاریم خوب برشته شود، بعد از برشته شدن تـَوَر ِز را با کارد یا کاردک جدا میکنیم...مرحله آخر روی تورز روغن یا کره می زینیم...
تـَوَرِز با تخم مرغ و مَهیَه روغن صرف می شود...
این نان را تا چند مدت میشود بصورت فریز نگهداری کرد.
نوش جان...

دوشنبه، دی ۱۸، ۱۳۹۱

نشترز

سلام دوستان...
از با هم بودنمان بیش از یک سال می گذرد در این مدت شوق شادمانی از همراهی شما در دغدغه های مشترک به ما قوت قلب داده و به تلاشمان برای هدف مشترکمان سو و جهتی قوی تر داده است.خوب است که برای رسیدن به هدف که همانا نگهداشت و بارورتر نمودن فرهنگ اصیل اچمیمان و بالاخص توجه خاص به زبانمان است قدری عملی تر بیندیشیم و از عرصه گفتار به کردار روی آوریم.و این شدنی است با آغاز کردن زبان آموزی به کودکانمان در خانه برای پاسداشت زبان شیرین اچمی در هر گویش و لهجه ای که هستیم.به انجام رساندن نمودهای فرهنگیمان مثلا برگزاری عروسی ها و شب های چله نشینی و روی آوردن به گپ شوها در جمع بزرگان فامیل و اندکی فاصله گرفتنمان از تمام وقتی در پای عالم مجازمان..در لبخندمان را با شکوه هر چه تمامتر به روی داشته های ارزشمند قومی مان باز کنیم و وجودمان را از آنان گرم و سرشار..بگذاریم بچه هایمان طعم خوب بُـدُوَ یا همان بتوو را بفهمند بار دیگر برای کشیدن طرح بادگیرها و به انجام رساندنشان هر چند تزیینی قلم اندیشه معماریشان را به دست بگیرند .مزه ی آب برکه را بچشند و ....
در این راستا برگزاری نمایشگاههای عکس.برگزاری هم نشینی های زبانی/تشکیل انجمن های مختلف فرهنگی و ادبی و هنری در هر جای جهان که چند اچمی در کنار هم حضور دارن شدنی است.بیایید دست در دستان هم درب سالن های نمایشگاهی را با شکوه نقاشی و خط و عکس هنرمندان اچمی بگشاییم و سالنه ای موسیقی را آکنده از آوای گرم اچم بکنیم...

با شما و برای شما...
 رقص و پوشش اچمی -خنج 
عکس از سایت خنج تودی

نمایشگاه خط و نقاشی در حمام خانی بستک- نوروز 90
عکس از محمد بارکار

بزرگداشت عبدالمجید ارفعی- اوز
عکس از سایت پیام دانش
 دختران اوز با پوشش محلی در مراسم بزرگداشت عبدالمجید ارفعی
 عکس از محمدشریف محبی

 دومین تور عکاسی جشنواره عکس لارستان 
عکس مسلم ابراهیمی

پنجشنبه، دی ۰۷، ۱۳۹۱

دلخشیمون خو شمان...

دوستان عزیز اچمستان سلام.همراه با شاد باد سال جدید میلادی برای همه ی عزیزان آرزوی پیروزی سربلندی و سرفرازی داریم .باشد که به مهر اچمستان در این سال پویاتر و پایاتر از سال گذشته باشیم و شما را نیز در این راه با بهره گیری از نظرات و پیشنهادات و مطالب ارزشمندتان همراه داشته باشیم..
دغدغه اچم و اچمی بودنتان را ارج می نهیم و در صدد خواهیم بود که در سال پیش رو با تلاش بیشتر به اچمستان عزیزمان و فرهنگ گرانبارش بیشتر بپردازیم
در این راه از دوستان و آگاهان یاور خواهانیم که ما را تنها نگذارند و مقالات و نوشته های خویش در باب اچم.اچمی و اچمستان را برایمان ارسال کنند تا با ذکر نام محقق و مولف و منبع آن را در اختیار دیگر عزیزان قرار دهیم..
بار دیگر پیروزی و بهروزی همه ی عزیزان را از خداوند یکتا خواهانیم..

دلتون خش و وجودتون بی غم بیت..

*عکس از فلیکر.

پنجشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۹۱

چله وخشی


تش و تشباد جای خویش را به سایه ی شهری ماه می دهند و پاییز با سوزی از سر نوازش سر می رسد چله ی کی به اچمستان سلام می کند و همه در انتظار لبخند پسینه ی بهار به باد و باران و و پلیسیریهای(1) عاشق سلام میکنند..پیران آگاه برای هر بادی به هر جهت نامی دارند و بر لبشان دعا که خدا کند چار چار از راه برسد که باران زاست .. خود را آماده می‌کنند برای کشت دیم ، همه دست در دست هم به یاد پیشینیان بر سر زمین می‌روند آنگاه که انگار در پهنای خیالشان زمینها مرزی ندارند ، و هر کس چند من بذرش را می‌ریزد ،دانه های روزی اش را در زمین می کارد ، و منتظر رحمت الهی می‌شود .بارانی که دل همه را شاد می‌کند نور امید را به چشمان انتظار می بخشد و بهار و حاصل را با آسودگی خاطر به پیشواز می رود...
باد خِـس پس از باران بی آنکه سینه های در عشق تپنده را در هم شکند با آن سوز استخوانیش کانون شب نشینی و پَی چاله و بخاری نفتی می شود.. ،قوم و خویش را به دور هم جمع می کند و آن پاتیل شلغم روی تَـَش ،با هر غُلی که می خورد با لطافت لبخند بزرگا فامیل و یادها و خاطره هایی که از سینه ها تراوش می کند کانون طایفه را در شبان دراز سرد گرمتر می‌نماید.. گپ شو و تعریف تیتـَ و خاطرات گذشته لحظات خوشی را به ارمغان می آورد.
حال همه منتظر پریشک بعدی باران و چله پیرزن کـُش و شب چله هستند. شب چله اچمی ها رسم کهن و دلنشین خودش را دارد (هر چند متاسفانه رو به کمرنگیست) از صبح چله که زنها آچار سیر درست می‌کنند که تا چله بعدی سالی از آن بگذرد و آماده شود ، نهار که سوبا(2) پلو بار می گذارند و شبی که با گیسوی بلندش همه را به دور هم جمع می کند تا بای(3) شو چله درست کرده ی مادربزرگ که معمولا در ظرف سفالی می‌کشد بخورند و آجیل شب چله که مخلوطی از گندمک و برنجک و نخود و کیون اخر و ..نوش جان کنند و انار و انجیر و گردو ی تن به آتش داده برای صفای سینه ها و رهایی از خس خس بشکنند.
غمگین می شوم وقتی می بینم در کنار بخاری های آلامد یاد خاطره ی پاهای درازمان بر منقل مادربزرگ هر روز کمرنگ تر می شود و شومینه ها گرمای خاطرمان را می گیرد و دلگیر می شوم وقتی می بینم دیگر از دستان صمیمی که دسته برگهای سبزرا به امید سرسبزی بهار پیش رو که بالای سر بچه ها می‌گذاشتند خبری نیست... آه..چند نفر گپ و گفتهایی که گل می انداخت تا پاسی از شب و بوی صفا و مهربانی و تخمه های هندونه و خیار برشته ی مادر می داد در خاطرمان مانده است...

بیاید رسم دیرینمان را در این چله بجا آوریم تا فرزندانمان با لبخند و امید به بهار زمستان سرد و تار را پشت سر نهند...
بیایید شب های چله ی اچم را از مرگ باز داریم تا صفایش روزهای بهاری لبخند را به ارمغان آورد....

(1) پلیسیری - پرستو
(2)سوبا - شنبلیله
(3)با - آش